X
تبلیغات
رایتل

من خیلی شجریان گوش نمی دادم!

اول این که به خاطر شرایط ذهنی و روانی آواز ایرانی خیلی دلچسبم نیست و تصنیف را بیشتر می پسندم ثانیا ایشان جایی موسیقی پاپ و زیرزمینی را حرامزاده خوانده بود و من نپسندیدم. چراکه اگر سبک و سیاق عده ای جداست نباید آنها را سرزنش کرد. اما انصافا چند روزی است که تصنیف بت چین را گوش می دهم و حظ می برم. صدای شجریان چنان روی شعر نشسته که گویی از آغاز برای صدای او سروده شده. فراز و فرودهای آهنگ و تنظیم عالی آن قلبم را می لرزاند. روزی هزار بار می شنوم و هر بار تازه است!

بعضی از این آهنگ های ایرانی یا به اصطلاح سنتی یا کلاسیک ما ماندنی هستند یکی همین بت چین یا مثلا مقدمه مثنوی به آواز شهرام ناظری یا خیلی های دیگر...

کلا همه چیز و همه کس را گوش می دهم. از گیتار الکترونیک فرزاد گلپایگانی گرفته تا ویولن کلاسیک تا ارکستر سمفونی تا پاپ و متالیکا و جاز و .... و همه را دوست دارم. حتی شاید به زعم عده ای کسی مثل ساسی مانکن که مبتذل است اما به دلم می نشیند. حتی ردیف های آوازی ایران را

عده ای برای مرز بندی آفریده شده اند! این خوب است و آن بد! یکی مثل استاد سنتور من که می گوید خانم عسگری یک وقت ساسی مانکن گوش ندی!

ولی من مرزبان نیستم و هر هنرمندی در اثرش تو گویی مبتذل باز هم لذتی را نهفته که می توانی آن را دریابی اگر بخواهی


پ.ن: این پست از آن پست های روی معده است! نشد آن که می خواستم! اصلا یادم نیست که قصد اصلی ام چه بوده از این حرف ها!